معرفی = محمود دولتآبادی

«همینها، اینها، نمیبینیشان؟ تو نمیبینی؟ همه هستند، همه هستند. نمیبینیشان؟ کفن و قمقمه. نگاه کن، نگاه کن! «تشنهای، تو تشنهای برادرم. بنوش آب!» نگاه کن، نگاه کن! چه رستخیز روشنی! منم، تویی و دیگران. تویی، منم و دیگران. چه رستخیز روشنی. کلاهخود و چکمه و یراق. یکی به آفتاب میدهد سلام، یکی به آب. یکی به آسمان نیاز میبرد، یکی به خاک. یکانیکان بروز میکنند، از پناه خاک، از شکفتهای دره هلاک، از حوالی و حدود تپههای تاک، تپهها و تنگههای کهنه و عمیق، پوده و عتیق، از درون خاک، از مغاکها، مثل رویش و شکفتن عجیب سنگها و خارها. پوستپوستهای خاک میشکَفت و میشکُفت از آن کسی ـتنی.
تنی که با کفن، تنی که بیکفن. بیرقی به دست یا نشانهای به نوک نیزهای. تکهپارهای نشان رایتیـ پارهژندهای؛ ژندهای سیاه، ژندهای سپید، ژندهای کبود، سبز، ارغوانی و بنفش و سرخ و هرچه رنگ؛ رنگها پریدهرنگ...» محمود دولتآبادی سال ۹۷ را با کتاب جدیدش آغاز کرد که انتشارات چشمه منتشر کرده بود، کتابی که نقد و نظر درمورد آن زیاد بود، خیلیها دوستش نداشتند و برعکس عاشقان سینهچاک زیاد داشت. محمود دولتآبادی متولد ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در سبزوار است. بالا و پایین سیاسی و فرهنگی زیاد داشته، اما نمیتوان از او بهعنوان یک نویسنده شاخص یاد نکرد، چون کتابی نوشته که جزء پرفروشهای سال ۹۷ بوده است.
دیگر اثار آقای دولت آبای
- ته شب
- سفر
- آوسنه بابا سبحان
- لایههای بیابانی
- تنگنا
- گاواربان
- هجرت سلیمان
- باشبیرو
- عقیل، عقیل
- از خم چنبر
- دیدار بلوچ
- کلیدر
- جای خالی سلوچ
- ققنوس
- آهوی بخت من گزل
- کارنامه سپنج
- ما نیز مردمی هستیم
- روزگار سپریشده مردم سالخورده
- اتوبوس
- آن مادیان سرخیال
- سلوک
- قطره محال اندیش
- روز و شب یوسف
- طریق بسمل شدن
- گلدستهها و سایهها
- زوال کلنل
- نون نوشتن
- میم و آن دیگران
- وزیری امیر حسنک
- تا سر زلف عروسان سخن
- بنیآدم
- این گفت و سخنها
- بیرون در
چهل بیت زیبا از اشعار حضرت حافظ